تبلیغات
اس ام اس های عاشقانه - جملات زیبا و قصار از آنتونی رابینز

 

جملات زیبا و قصار از آنتونی رابینز | مطالب روز

دوستان عزیز در این پست مطالب ازشمند و آموزنده از روانشناس و نویسنده ی بزرگ آنتونی رابینز آورد شده امیدوارم که در زندگیتون تاثیر مثبت بزاره  . ( در زندگی من که خیلی تاثیر گذاشت )

نام دو کتاب خیلی زیبا که انسان را به درستی هدایت میکنه نوشته ی آنتونی رابینز : قدرت بی پایان و زندگی در اوج . حتما این دو کتاب رو بخونید .

 


قابلیت انعطاف ، باعث می شود كه نظرات تازه ای پیدا كنید و به نتایج تازه تری برسید. آنتونی رابینز

باید خود را مقید كنیم كه از اشتباههای خود پند بگیریم، نه اینكه به خود بپیچیم و خویشتن را ملامت كنیم . آنتونی رابینز

رمز رسیدن به هدفها، شرطی كردن ذهن است . دست كم روزی دوبار ، هدفهایی را كه نوشته اید بررسی كنید . آنتونی رابینز

نیروی رنج، می تواند در خدمت شما باشد، به شرط اینكه از آن به صورت صحیح استفاده كنید . آنتونی رابینز

اگر در زندگی شما چیزی هست كه از آن ناراضی هستید، ( مثلاٌ در زمینه روابط، سلامت جسمی ویا شغل ) هم اكنون تصمیم بگیرید كه بلافاصله تغییری در آن به وجود آورید. آنتونی رابینز

 

 

مانند كودكان، فضول و كنجكاو باشید . افراد كنجكاو هرگز كسل نمی شوند ، و در نظرآنها زندگی ، مطالعه پایان ناپذیر خوشی هاست. آنتونی رابینز

مقصود واقعی از داشتن هدف آن است كه ضمن تعقیب هدف، شخصیت شما به عنوان یك فرد انسانی نیز ساخته شود . پاداش واقعی شما شخصیتی است كه به عنوان یك انسان ، پیدا می كنید. آنتونی رابینز

بسیاری از مردم ، گناه نارسائیهای زندگی خود را به گردن وقایع و اتفاقات می اندازند . در حالی كه آنچه زندگانی ما را شكل می دهد، خود آن وقایع نیست، بلكه معنایی است كه به آن رویدادها می دهیم . آنتونی رابینز

برای آن کس که ایمان دراد ، نا ممکن وجود ندارد. رابینز

 

من میخواهم پس موفق میشوم

همیشه برای تسلیم شدن زود است

 

اس ام اس سرکاری | آخ جون اس ام اس

خواستم ازت تشكر كنم وبگم به تو افتخار می كنم. چون تو تنها كسی هستی كه هیچ وقت منواز سر كار گذاشتنت ناامید نمی كنی

*********************** /

این اس ام اس رو تا حالا واسه هیچ كس نفرستادم ...
...
...
...
پس واسه تو هم نمی فرستم


*********************** /


؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم بیكار نباشی اینا رو دادم واسشون سوال پیدا كنی


*********************** /

۹۳۵۰۰۰۱۴۰۰ این شماره ی پینوكیو ست زنگ بزن ببین چطور آدم شد شاید تو هم بشی


*********************** /

زندگی را از تو نام برده اند !
ز : زاویه نگاه تو
ن : نوای كلام تو
د : درگاه ابروی تو
گ : گیسوی پریشان تو
ی : یارو سر كاری!

*********************** /

من به تو دل دادم كه به من قلوه دهی
دل ندادم كه به من بادمجان و دلمه دهی


*********************** /

دیروز كلی انتظار كشیدم نیومدی
امروز التماس كردم بازم نیومدی
میترسم فردا چشمامو پر از اشك كنی و باز نیای!
چه بد دردیه یبوست...!!!!!

*********************** /

چه غمگینانه می پیچد درون كوچه ی قلبم صدای توكه می گفتی: نون خشكیه...!


*********************** /

این اس م اس رو وقتی دوروبرت كسی نیست بخون. اگر هم عجله داری برو یه جای خلوت و تنهایی بخونش
...
...
پشت سرتو بپا
...
...
كسی نیست داری می خونی؟
...
...
خوب خدا را شكر كسی نیست ببینه سركاری!


*********************** /

پنج راه حل برای خوشحال بودن : 1- داشتن یك دوست خوب مثل من 2- داشتن دوستی مثل من 3- فقط داشتن من 4- داشتن من 5- من

*********************** /

اس ام اس سر كاری باحال مخصوص نیمه شب: بچه ها می گن تو اهل سینمایی ... ما سر یه چیز دعوامون شده ... مگه راكی همون رمبو نیست ؟!؟ البته اگه خوابی لازم نیست الان اس ام اس كنی، فردا صبح هم بگی مشكلی نیست. ولی ما رو بی خبر نذار.

 

داستانهای کوتاه کوتاه پیامکی | آخ جون اس ام اس

 

 

 

زن

مثل سیب غل خورد . به جدول خورد . صورتش کبود بود و کثیف . مرد اسکناسی انداخت و سوار شد ، عابرین هم. زن سفید تر می شد. مامور شهرداری کراکت میم مثل مادر را کشید روی زن . دانه های باران از میان درختان خیابان شروع به باریدن کردند . زن کنار خیابان بود .

آشغال ها

زن گفت " نگذارشون بیرون تا وقتی ماشین می آد . باز این لعنتی ها پارش می کنن و بوی گندشون کوچه رو ور می دار"مرد قبل از گره زدن پلاستیک روی آشغال ها سم ریخت و گفت " دیگه کارشون تمومه ، فردا باید جنازه هاشون رو شهر داری گوشه و کنار خیابون جمع کنه " و کیسه زباله را بیرون برد . فردا روزنامه ها تیتر زدند : " مرگ خانواده پنج نفره بر اثر مسمومیت ناشی از خوردن پس مانده های غذایی"

اسب سفید

اسب سفید قرار بود دخترک را ببرد تا شهر آرزوهایش . دخترک شنل توریش را پوشیده بود و آماده آماده بود . اسب سفید را هم زین کرده بودند. وقتی سوار شد مادرش گفت : " سکه رو که انداختم . راه می افته"

گوش-

مادر زنبیل به دست از دم در داد زد " تا من میام مواظب برادرت باش . شیشه شیرش رو میزه . این قدر ناخنت رو تو دهنت نکن . میام گوشت رو می برم ها!"

در را بست و رفت . نیم ساعت بعد که برگشت ، بچه دویو جلو و گفت :" من بهش گفته بودم ناخنت رو تو دهنت نکن!"

دلتنگی های یک دیوانه

سنگی در چاه انداختم . دلم برای 40 عاقل تنگ شده بود.

پوتین

-" مامانی چلا بابا جون بلا تولدم پوتین کوچولوهه لو که قول داده بود نیاولد؟"

-" می دونی که بابایی سرش بره قولش نمی ره و تو بخواب تا بیدار بشی اونم با هدیه ات میاد....اینم صدای در . دیدی گفتم حتما میاد . پاشو پسرم دیگه نخواب ، بابایی پو تیناشو برات فرستاده"

 

نوشته های پیشین

::

 


نوشته شده توسط محمد رضا نره ای در چهارشنبه 19 فروردین 1388 ساعت 08:44 ب.ظ | لینک ثابت | نظرات ()